أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

149

قانون ( فارسى )

شكم توليد شده است و حبس است طبيعت مىخواهد آن را بيرون دهد و نمىتواند . باد حبس شده نه پايين مىآيد و نه بالا مىرود ؛ ميدان جولانش روده است و قرقر صدا مىدهد به‌ويژه هرگاه باد شكم به رودهء باريك و گدار تنگ وارد شود ، قرقر بيشتر است . هرگاه از منفذ تنگ گذشت و به داخل مجراى كلفت و گشاد رسيد ، قرقر آرام گرفته و كم مىشود . ليكن با اينكه گفتيم كم مىشود صدايش بم‌تر مىگردد . يعنى در روده‌هاى باريك صداى قرقر زيرتر از صداى آن است كه در روده‌هاى ستبر است . با اينكه حجم آنچه در روده‌هاى ستبر است بيشتر است . اگر اين بادهاى قرقركننده با رطوبت برخورد نمايند ، صدا صاف در نمىآيد . « 1 » اگر باد شكم به فراخنايى درآيد كه در آنجا رطوبت فواره مىزند و بهم‌زده مىشود صداى قرقر ، بق‌بق مىشود . صداى صاف باد شكم دليل بر پاكيزگى و ناآلودگى روده‌ها است و يا دليل بر قبوضيت زياد معده است كه از مدفوع خشك مىگذرد . علاج قرقر آسان‌تر از علاج بادكردگى بوده و داروى آن تأثيربخش‌تر است . كسى كه بادش در شكم پيچيده است و كمى تب هم دارد ، آب زيرهء آميزه با ترنگبين به جاى پانيد بخورد . فصل سوم لغزندگى و صافى معده اين حالت لغزندگى و صافى معده يكى از چند سبب زير را دارد . 1 - سوء مزاج گرم همراه مادهء خلط گزنده ، كه خلط معده را مىگيرد . 2 - گاهى ممكن است از سوء مزاج گرم ساده و بدون ماده اين حالت رخ دهد . اما بندرت چنين رويدادى رخ مىدهد . و اين بندرت رخ دادن در حالى است كه نيروهاى گيرنده و نگه‌دارندهء خوراك در معده ناتوان شده باشند . 3 - سوء مزاج سرد همراه مادهء خلط لغزاننده . 4 - سوء مزاج سرد سادهء بدون مادهء خلط . 5 - قرحهء معده كه از خوراك وارد به معده آزار بيند و معده مىخواهد آزار و سبب آزار را از خود براند . 6 - ناتوانى نيروى نگه‌دارندهء خوراك در معده . هرگاه بعد از لغزش معده و روده ، و صاف شدن معده آروغ ترش باشد بنا به فرمودهء بقراط نشانهء خوبى و نويد بهبودى است زيرا آروغ ترش نشان از حرارت غير متحرك ( جامد ) دارد ؛ و اگر حرارت نبود باد ايجاد نمىشد و اگر باد نباشد آروغ هم نيست . كه آروغ باد معده است و از بالا

--> ( 1 ) - مانند طبل نمناك مىشود ! ( م ) .